X
تبلیغات
رایتل

بازدیدکنندگان : 19144

بایگانی

شنبه 15 آبان‌ماه سال 1389
  • درباره ی بیانیه هنرمندان/فرهنگ و اوضاع نابسامان مطبوعات به قلم غلامحسین عطایی*
  •   گفت: من اجازه‌ی استخدام به هیچ اصلاح طلبی را در هرمزگان نمی دهم   
  • فضای فرهنگی استان آن چنان ابری و آبستن حوادث است که به نظر می رسد باید برای حل آن فکری جدی کرد. هر انسان صاحب اندیشه یی که دوست دار توسعه ی فرهنگی استان است وقتی می بیند یا می شنود که جمعی هنرمند از سر دلسوزی فریاد وا مصیبتاشان بلند است از یکسو افسوس و نگران می شود که چرا در حالیکه اکثرمسئولان کلیدی استان خود هرمزگانی هستند آه و ناله ی هنرمندان از نهادشان بلند است که :« وضعیت هنر در سال های اخیر برای اهل فرهنگ و هنر جز واگشایی زخم ها چیز دیگری نیست.»!

    ازسوی دیگرآدمی امیدوار می شود که حضور چنین اندیشمندان نگران و دلسوز هنرمندی که هر کدام صاحب سبک و هنر خاص خود هستند در هرمزگان با تلاش جایگاه هنری استان را در بین استانهای دیگر ارتقاء می داده اند و هم اکنون دل نگرانی آنها نیز  دور افتادن از قافله ی هنری کشور است.

    کمی توجه به معضل پیش آمده، گویای آن است که دستورالعمل های قانونی و وظایف ذاتی دستگاهای متولی فرهنگ استان به شدت تحت تاثیر دیدگاهای فردی و دستور العمل های جناحی قرار گرفته و رایحه ی این تفکر در تمام سرسرای دستگاهای مذکور چنان پیچیده است که اجازه ی استشمام  و احساس حضور قوانین را نمی دهد و عطف به سابقه  گویی این شرایط ویژه ی هرمزگان است که هر چند گاهی مسوولی ظهور می کند تا با جسارت تمام و آشکارا و بی پروا قوانین را زیر پا  گذارد و هیچکس حتی ناظران  قانونی و سیاسی نیز بر او تشری نزنند و اینطور شده که تصور می شود استان ما جای خودنمایی برخی از مسئولانی است که نه خدمت خود که قدرت خود را به رخ مردم می کشند. هرگز یادمان نمی رود فریاد مسوولی که با بی توجهی کامل به قانون اساسی و دیگر قوانین موجود در استان با صدای بلند گفت: من اجازه ی استخدام به هیچ اصلاح طلبی را در هرمزگان نمی دهم و همه آن را شنیدند و چون همه  هم جناح هم بودند هیچکدام برگفته ی خلاف قانون  او خرده یی نگرفتند و این سکوت باعث شد تا در ادامه ی همان تفکر در عرصه های فرهنگی نیز هم اکنون اتفاقاتی مشابه بیفتد که تقریبا فریاد همه ی هنرمندان را بلند کرده است و در عرصه مطبوعات نیز چنان شرایطی فراهم است  که علیرغم اعلام خطر آنها، عنقریب بیشترمطبوعات تعطیل خواهند شد یا وادار به توقف می شوند! انگار همان پندار حمایت از هم جناح  خود باز چشم ها را بسته است و مسوولی به این مهم توجه ندارد.

    روزنامه ی ندای هرمزگان در عمر 20 ساله ی خود عجایب و غرایب زیادی دیده و چشم بصیرتش بر روی مسایل گوناگونی باز شده است، دوران تندروی هایی که افراد خودسر به دکه ها ی تحت امرشان دستور می دادند تا از تحویل گرفتن ندا خوداری کنند و آن بندگان خدا هم در پاسخ این سئوال ما که حق ندارند با نشریه یی رسمی و قانونی چنین رفتاری انجام دهند و این جزء وظیفه ذاتی هر دکه یی است؟ در پاسخ به این بسنده می کردند که به ما گفته اند روزنامه شما را تحویل نگیریم... ؟! آری به گفته ی معروف آن موقع نیز افرادی خودسر بودند که از نشست های شبانه چنین برداشت می کردند که وظیفه دارند به هر طریق ممکن جلو فعالبت نشریه ی دارای مجوز قانونی را بگیرند، آنان خود را ورای قانون می دانستند ولی به یمن حضور مسوولان فهیم  این رفتارهای خودسرانه  بجایی نرسید. و اما اخیرا گویی همان رویه در دستور کار مجدد قرار گرفته است. چشمه یی از آن در داستان انتشار «ندای جوان» دیدیم که واگویی آن را به مجالی دیگر می سپاریم و تنها به این بسنده می کنیم که در نشست های با هیئت تحریریه جوان و معترض ندای جوان بی پروا به آنها گفته می شد که  یارانه  واریز شده است و جالبتر اینکه گویی همان نیروهای خودسر نیز مجدد فعال شده بنا به وظیفه ی جناحی به پخش دروغین پرداخت یارانه ها به ندای هرمزگان و ندای جوان در بین مطبوعاتچی ها پرداختند تا اگر ندادن یارانه ها کارگر نیفتاد حداقل در صفوف دوستان و کارکنان ندا خللی، تزلزلی ایجاد شود.

    از این فراتر که برویم ارشاد هرمزگان نیز در اقدامی غیر قانونی و عجیب به عوامل خود دستور داد تا روزنامه ی شنبه 9 آبان ماه ندای هرمزگان در نمایشگاه مطبوعات تهران توزیع نکنند، این در حالی است که نشریه یی دیگر که با آنها هم جناح است امکان و فرصت حتی حضور مستقل در نمایشگاه  مذکورمی یابد، در حالی که  ندای هرمزگان به اقرار تاریخ، پیوسته در هر نمایشگاهی چه کشوری و چه منطقه یی و چه استانی  که حضور داشته است بی تردید یکی از روزنامه های مطرح در آن میان بوده است و رتبه های  زیادی را کسب کرده است، به نحوی که به اذعان خودشان در بین مطبوعات محلی دیگر یک سر و گردن از آنها بالاتر بوده و در استان تا این تاریخ از نظر کسب رتبه  صاحب نام است و هنوز دو جایزه ی بچه های ما که خود ارشاد عاریه گرفته تا این زمان پس داده نشده است. حال چنین نشریه یی  با چنین جایگاهی را باید در صدر نشاند و قدر دانست یا برخلاف قانون وصرفا از روی برخورد جناحی حتی از توزیع یک شماره ی آن در نمایشگاه  محروم کرد؟!  و این از عجایب روزگار ماست که دستگاه متولی فرهنگی خود از معرفی نشریه یی با قدمت، در یک میدان رقابت جدی نمایشگاهی  بی دلیل جلوگیری می کند و همه قوانین و وظایف ذاتی خود را نادیده می گیرد.

     واقعا ما با حضور اینگونه تفکرات تندروانه می خواهیم چگونه و چه نوع تحول وتحرک فرهنگی در استان ایجاد کنیم. تفکری که بر خلاف رویه های معمول و قانونی حتی اصلا توجهی به آنچه که سران مملکت می فرمایند و اینان خود را پیرو و مدافع آن می دانند، ندارند و فقط ساز خود را می زنند. به راستی چه کسی در استان جوابگوی این تندروی ها و حرکات خلاف قانون است؟ آیا این خلاف قانون هم باید مانند آن دیگری نادیده گرفت و با سکوت مشمول زمان  کرد؟ تا همچنان دَر بر روی همین پاشنه بچرخد؟!

  •  {مدیر مسئول روزنامه ندای هرمزگان و هفته نامه ندای جوان} 

    http://s1.picofile.com/ccuc/ata%20ccu.jpg



یادداشتهای قبلی
راز سر به مهر { محمد معینی}
کیوسک {میلاد صدیقی}
دلگشا{محی الدین خطیب}
هرمزگانی سلام { صابر سالاری}
رادیو منا {منا نحوی}
مهدیسما {عبد رضوانی}
فتوبلاگ {سامی حزنی}
جغد بندری {مجید جمشیدی}
کاپوچینو { بهروز عباسی دشتی}
سیاورشن {مرتضا صفا}
لور {حسن بردال}
بیست و هفت {علی خطیب}
صدای بندر {مصطفی ذاکری}
پرپروک { روح ا.. بلوچی}
لی { شهاب آبروشن }
گنجشکک {فاطمه زارع}
حرفه . معمار {مسعود منصوری}
گوج گنو { ا.احسان رضایی}
تاگ { امان رنجبر}
هیروگلیف{سعید آرمات}
کافه سینما {علی معلم.امیر قادری}
آثار {احمد کارگران}
لاتیدان {محمد ذاکری}
هرمزگانی{حجت حاجی زاده }
هرمز {یدا.. شهرجو}
صراط { اصولگرا}
هرمزگان نیوز {علی علوی}
شرجی {جواد رسولی}
صفیر {علی علوی}
دست نوشته ها {خلیل درخورد}
شیر و خط {علی اکسیر}
ماهی بالی{محمد سایبانی}
خمل {ابراهیم جلالی}
دریا{موسا}